ياد بگذشته به دل ماند و دريغ...
روزگار غریبی ست,نازنین!!!
نتيجه ي تموم تلاشم چيزي اومد که براي اولين بار از ته دلم گفتم : " چي فکر ميکردم چي شد "!!! خواهشا" از نوشتن اين جملات خوددراري کنيد چون ديوونه کننده ست : " حکمت خدا بوده ـ دانشگاه خبري نيست ـ کنکور آخر دنيا نيست ـ شکست مقدمه ي پيروزي و... " هر کدومتون اگه جاي من بوديد که از۴ تير۸۷ تا ۲ تير ۸۸ نه زندگي تون معلوم بود, نه تفريح, نه غيره اگه جاي من بوديد که عروسي دختر عموتون نمي رفتيد, اگه جاي من بوديد که روزي حداقل ۸ ساعت مي خونديد و اين ميشد نتيجه اش مثل من ديوونه ميشديد, مثل من با خدا قهر ميکرديد ,مثل من تصميم به... اگه جاي من بوديد به اين نفرات اولي که ميگن ۱۰ ساعت مي خونديم و مسافرتهاي چند روزه هم ميرفتيم فحش ناموسي مي دادي چون مي دونستيد دروغ ميگن... الان ۳ ساعت از اومدن نتيجه ي تلاشم ميگذره و من هنوز هم گريه ميکنم... نميخواستم آپ کنم اما اومدم که بگم معلوم نيست جهت زندگيم کجا بره نظراتونو در اسرع وقت ميخونم و پيشاپيش از همه ي دوستاني که نظر ميزارن ممنونم... از همه ي شماهايي که دعام کرديد ممنونم متاسفم مثل اينکه خدا هيچ جوره به ما حال نميده... اگه برگشتم ميام پيشتون اگرم نه حلالم کنيد... موفق باشيد و سربلند... *چندروز بعد نوشت:... گذشت روزگاری از اون لحظه ی ناب / که معراج دل بود به درگاه مهتاب / در اون درگه عشق چه محتاج نشستم / تو هر شام مهتاب به یادت شکستم / تو از این شکستن خبر داری یا نه / هنوز شور عشق و به سر داری یا نه؟!!! گذر روزهای سخت با تکرار بی وقفه و پیاپی شام مهتاب داریوش از طلوع آفتاب امروز تا همیشه... و در انتظار درانتظار نماندنتان در پناه حق تنهاترين نازنين کره ي خاکي... ![]()
| Design By : Night Skin |


