تبليغاتX
ياد بگذشته به دل ماند و دريغ...


ياد بگذشته به دل ماند و دريغ...

روزگار غریبی ست,نازنین!!!

«در دياري که يکي از شور ميگويد,يکي از پرده ي بيداد

و کسي و ناکسي,همه با خويشتن بيگانه اي همزاد

ميشود آيا کساني يافت

راهشان يک راه

فکرشان يک جور

جاده هاي دوستي شان از کجي بس دور

ميوه هاي مهرشان شاداب؟»
«ميشود!»
«اما کجا؟»
«در خواب!»

«منصور اوجي»

 

عالم جان بي حسين بن علي جانان ندارد     هر که بر او دل نبندد دل نه بلکه جان ندارد
 شور بي آواز عاشورايي او پايان ندارد    درد بي درمان دل جز عشق او درمان ندارد

 اَلسَّلامُ عَلَى الْحُسَيْن وَعَلى عَلِىِّ بْن الْحُسَيْنِ وَعَلى اَوْلادِ الْحُسَيْن وَعَلى اَصْحابِ الْحُسَيْن 

حسين بيشتر از آب تشنه لبيك بود اما افسوس كه به جاي افكارش

زخمهاي تنش را نشانمان دادند و بزرگترين درد او را بي آبي معرفي

كردند. دكتر علي شريعتي

سلام...امتحانا که همه لغو شدن ضد حال زدن ولي بايد برگزار شه

اومدم که تا درس دوباره نيوفتاد به جونم يه آپ کنم...ممنونم که اومديد و نظر داديد قول ميدم بعد امتحانام

جبران کنم من بيمعرفت نيستم به مولا وقت نداشتم...راستي ايام محرم رو بهتون تسليت ميگم اميدوارم که

عزاداري هاتون قبول باشه...

 

براي بدست آوردن چيزايي که تاحالا نداشتي, کسي باش که تاحالا نبودي...

قربون هر چي بچه بامرامه

 

 

نازنين

 

نوشته شده در چهارشنبه بیست و ششم دی 1386ساعت 20:42 توسط تنهاترین نازنین کره ی خاکی...| |

بگوييد بر گورم بنويسند:

زندگي را دوست داشت;ولي آنرا نشناخت,

مهربان بود;ولي مهر نورزيد,

طبيعت را دوست داشت;ولي از آن لذت نبرد,

در آبگير قلبش جنب و جوش بود;ولي کسي بدان راه نيافت,

در زندگي احساس تنهايي مينمود;ولي هرگز دل به کسي نداد.

خلاصه بگوييد بنويسند:

زنده بودن را براي زندگي دوست داشت, نه زندگي را براي زنده بودن!!!

قطعه اي زيبا از شاهکارهاي فريدون فروغي عزيز...روح پر مهرش شاد باد

سلام...دلم طاقت نیاورد آپ نکنم...آخه هنوز امتحانام شروع نشدن...مرسی از اینکه نظر میدید...

قربون هرچی بچه بامرام

نازنین

نوشته شده در یکشنبه دوم دی 1386ساعت 23:19 توسط تنهاترین نازنین کره ی خاکی...| |


Design By : Night Skin